همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که زندگی بهتری خواهیم داشت اگر :
شغلمان را تغییر دهیم، با افراد تازه ای آشنا شویم، مهاجرت کنیم، ازدواج کنیم ...... |
وبلاگ لژیون همسفر خانم جهانگیری -شعبه آکادمی
شغلمان را تغییر دهیم، با افراد تازه ای آشنا شویم، مهاجرت کنیم، ازدواج کنیم ...... |

▪ راز اول ؛ قضاوت خود را به تاخیر بیندازید :
در
این جهان هیچ حادثه ای بر حسب تصادف نیست و در همه وقایعی که روی می دهد
لطف و رحمت الهی نهفته است.تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند که سبب
تکامل روحمان می شوند. مثلا شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد
از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید متوجه
نشوید زیرا بسیاری از این وقایع، فراسوی درک ما و جزء اسرار الهی هستند و
تلاش
برای فهم حکمت خداوند، با هوش محدودمان مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است.
همچنین در ذهن الهی، هیچ از دست دادنی وجود ندارد و اگر شما به ظاهر، چیزی
را از دست می دهید معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید
آورد و تمام این اشیا وسیله ای برای تکامل و زیبایی شما هستند. بیایید
کاملا بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوبی، نیکی پنهانی برای همه وجود
دارد."ساقی هر چه ریزد لطف اوست."
▪ راز دوم ؛ صفت های مثبت خود را افزایش دهید :
از
غیبت، تهمت و صفت های نسنجیده درباره افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ،
جر وبحث کردن و رنجاندن دیگران به
شدت پرهیز کنید. زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید تجمعی از نیروهای
مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی
شما می شوند.
▪ راز سوم ؛ به دستورات اخلاقی احترام بگذارید :
از
کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. از خواندن نامه های شخصی ودفتر
خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آنها اجتناب کنید.بدون
در زدن واجازه گرفتن، وارد هر مکانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و
عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نکنید که به زور افکار و عقاید
دیگران را تغییر دهید، زیرا در صورت رعایت نکردن
این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر ومادر خود نیکی کنید و
با آنان با صدای بلند صحبت نکنید. چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب
احترام بگذارید ونیازهای آنان را تامین کنید زیرا مهر و نیکی به آنان سبب
آرامش و نشاط درشما می شود.
▪ راز چهارم ؛ حس ها را از یکدیگرجدا کنید :
اغلب
ما به این مسئله توجه چندانی نداشته ایم که حواس پنجگانه خود را به صورت
مجزا از یکدیگر حس کنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی، پرورش دهید.
امروز بر بینایی تمرکز کنید، فردا بر مزه، روزبعد بر بویایی و...مثلا زمانی
که در حال دوش گرفتن در حمام هستید
قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید واز اینکه باعث تمیزی و آرامش شما می
شود، لذت ببرید. موقعی که در حال غذا خوردن هستید فقط به طعم و مزه غذا
تمرکز کنید. وقتی در حال ریختن چای در استکان هستید به صدای ریزش آن گوش
دهید. به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از
هر کدام لذت ببرید.
▪ راز پنجم ؛ دید جدیدی پیدا کنید :
پرهای
دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی که از زاویه ای خاص به آنها نگاه می کنید
درخشش وزیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسائل در زندگی هنگامی ارزش خود را
نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند، ولی نگرش
های متشابه وکلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشکل می سازد. اگر به هر
مسئله ای از زاویه ای درست نگاه کنید در آن چیزهای با شکوه و زیبایی خواهید
دید. سعی کنید همه چیز و همه کس را با چشم های تازه ای ببینید که از طریق
عادت، تیره وتار نشوند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را
کشف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و
اشخاص نگاه کنید هرشخص یا هرشیئی از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام
زیبایی به همراه خواهد داشت.
▪ راز ششم ؛ وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج کنید :
اشیای
درون خانه تان را لمس کنید
و از خود بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ کتاب ها را از درون قفسه
بیرون بیاورید وببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتاب ها را دارید؟ هرشیء
یادگاری را بررسی کنید واز خودتان بپرسید "آیا هنوز لحظه ای را که این شیء
به یادم می آورد برایم مهم و با ارزش است؟ "لباس هایتان را باز کنید و توجه
کنید که آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری که آنها را
پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟
بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی
تان را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج
کنید. زیرا که هر شیئی انرژی خودش را دارد و اگربه کار نرود درخانه به آب
راکد تبدیل می شود، همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردد. پس
مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد وآب جاری گردد. اگر کهنه
ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند.

آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود. اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروت كروكي جگري. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعيت ديگري پيشنهاد كردند : پاريس خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يكي از آنها نه سالگي در تصادفي كشته ميشود. گفتم حرف اش را هم نزنيد. بعد قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي كنيم. توي دخمه اي عينهو قبر. اما كسي تصادف نكند. كسي سرطان نگيرد. قبول كردم. حالا كلوديا- همين كه كنارم ايستاده است - مدام مي گويد خانه نور كافي ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال خالي است. اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف. كلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند.
آن چه ما می خوریم بر تشکیل ناقلان عصبی اثر می گذارد و برخی از این ناقلان عصبی اثر قابل توجهی بر حال و هوا، اشتها و هوس های غذایی ما دارد.
در حالی که عوامل بسیار دیگری مثل هورمون ها، وراثت، داروها و ... بر سطح این مواد شیمیایی اثر می گذارند، سه ناقل عصبی دوپامین، نوراپی نفرین و سروتونین(سرتونین) در ارتباط با غذاها مورد مطالعه قرار گرفتند و این مطالعات نشان داد که ناقلان عصبی از اجزاء تشکیل دهنده ی غذاهایی خاص در مغز تشکیل می شوند.
اگر دوپامین به اندازه کافی در بدن موجود باشد ما احساس خوشی، شادی و سرحالی می کنیم و اشتها، حرکات کنترل شده و قدرت تمرکز خوبی داریم.
اگر دوپامین در بدن کافی نباشد هیچ احساس خوبی نداریم و دنیا به نظر ما بدون رنگ است توان دوست داشتن در ما وجود ندارد به علاوه هیچ افسوس و ندامتی نسبت به رفتارهای فردی در خود نمی بینیم.
سلول های مغزی که دوپامین را تولید می کنند، از ال- فنیل آلانین به عنوان مواد اولیه استفاده می کنند. ال - فنیل آلانین یک اسید آمینه ی ضروری است که در مغز و پلاسمای خون یافت می شود و می تواند در بدن به تیروزین تبدیل شود که این ماده به نوبه خود درسنتز دوپامین استفاده می شود.

سیب
ترکیب یافت شده در سیب به نام " کوئرستین "، آنتی اکسیدانی است که نه تنها در پیشگیری از سرطان موثر شناخته شده است بلکه نقش مهمی در پیش گیری از بی نظمی های مربوط به بازسازی سلول های عصبی دارد. این شاید، مصداق همان سخنی باشد که قدیمی ها می گویند: " خوردن یک سیب در روز از مراجعه به پزشک جلوگیری می کند. "

موز
موز منبع خوبی از تیروزین است. تیروزین از اسید آمینه های سلول های عصبی است که به دوپامین و نوراپی نفرین تبدیل می شود.
دوپامین و نوراپی نفرین، ناقلان عصبی تحریک کننده ای هستند که در انگیزش، هوشیاری، تمرکز و حافظه نقش مهمی ایفا می کنند.
چغندر
بتائین اسید آمینه ای است که به طور طبیعی در سبزیجات خاصی وجود دارد. از این دسته می توان به چغندر اشاره کرد. چغندر یک ماده ی ضد افسردگی درجه یک است. بتائین به عنوان محرک تولید SAM-e (مخفف S- آدنوزیل متیونین) می باشد. بدن بدون SAM-e یعنی همان ماده ای که بتائین آن را تولید می کند، نمی تواند فعالیت کند. SAM-e به طور مستقیم با تولید هورمون های خاصی مثل دوپامین و سروتوتین مرتبط است. دوپامین مسئول ایجاد احساس خوشی و رضایت در ما است.

گوشت مرغ
گوشت مرغ مثل تخم مرغ دارای پروتئین کامل است که سطح ناقلان عصبی تحریک کننده یعنی دوپامین و نوراپی نفرین را افزایش می دهد.
گوشت مرغ هم چنین منبع خوبی برای کوآنزیم Q10 است که انرژی بالقوه ناشی از نورون ها را زیاد می کند.

پنیر
پنیر منبع غذایی شناخته شده ای برای پروتئین است. پروتئین در تشکیل اسید آمینه و به دنبال آن دوپامین و نوراپی نفرین موثر است.
پنیر کوتاژ یک جایگزین پیشنهادی مناسب برای سایر انواع پنیر و محصولات لبنی است. این پنیر حاوی پروتئینی است که باعث بهبود وضعیت روحی و بالا رفتن سطح انرژی می شود و به علاوه فاقد چربی موجود در سایر انواع پنیر است.

تخم مرغ
مطالعات دانشگاه برکلی کالیفرنیا پیشنهاد می دهد که افرادی که دچار افسردگی هستند سروتونین دوپامین و نوراپی نفرین کمی در مغزشان وجود دارد. یکی از راه های ضد افسردگی طبیعی افزایش میزان دوپامین از طریق خوردن غذاهای غنی از پروتئین مثل تخم مرغ است. چون تخم مرغ برای افرادی که گوشت قرمز را دوست ندارند جایگزین بسیار مناسبی است.
ماهی
اسیدهای چرب امگا 3 در غذاهای دریایی وجود دارد به ویژه در ماهی خال مخالی، ماهی قزل آلا، ماهی تن، ساردین و ... . این اسیدهای چرب وظایف بسیاری در بدن به عهده دارند به عنوان مثال تولید ناقل های عصبی.
در ماهی علاوه بر سطح کلسترول و چربی اشباع شده پایین، پروتئین قابل هضم، بسیاری از ریز مغذی ها و اسیدهای چرب ضروری با کیفیت بالا وجود دارد.

هندوانه
آب هندوانه فاقد چربی و سرشار از ویتامین های A، B6 و C است.
ویتامین B6 توسط بدن برای تولید ناقلان عصبی سروتونین، ملاتونین و دوپامین استفاده می شود.
ویتامین C سیستم ایمنی را از طریق محافظت بدن در مقابل رادیکال های آزاد تقویت می کند.

جوانه گندم
جوانه گندم یک منبع خوبی از فنیل آلانین است.
فنیل آلانین یک اسید آمینه ی ضروری موجود در مغز و پلاسمای خون است که در بدن به تیروزین که برای سنتز دوپامین استفاده می شود تبدیل می گردد.
یک رژیم سالم و متعادل در کل با غذاهای طبیعی فرآوری نشده تنظیم می شود. به ویژه غذاهای گیاهی سهم زیادی در آن دارند مثل میوه ها، سبزی ها، غلات، لوبیا ها، آجیل و دانه ها.
میوه ها و سبزی ها سرشار از فیبر، ویتامین، مواد معدنی و آنتی اکسیدان ها هستند که سلول های بدن را از آسیب حفظ می کنند. آن ها هم چنین کمک می کنند که سطح سروتونین در مغز بالا برود. لوبیاها و حبوباتگوشت، شیر، تخم مرغ، پنیر، ماهی و سایر غذاهای دریایی منابع سالم و پُر پروتئین افزایش دهنده ی دوپامین و نوراپی نفرین هستند. سرشار از پروتئین هستند و افزایش دهنده های سالمی برای دوپامین و نوراپی نفرین هستند. به علاوه

۱- لطفا خودتان را معرفی کنید؟
با عرض سلام، لیلا هستم همسفر محمد
۲- چند وقت است که به کنگره می آیید؟ نسبت شما با مسافرتان چیست؟ حدود یکسال - همسرم دچار مصرف مواد مخدر بود
۳- آیا قبلا راهی یا راههایی را برای درمان مسافر خود تجربه کرده بودید؟ بله در طول ۱۳ سال گذشته که او درگیر سوء مصرف مواد بود هر راهی که می دیدیم و می شنیدیم در هرجا تجربه کردیم از جمله گیاه درمانی، دارودرمانی، هومیوپاتی ، انرژی درمانی، متادون درمانی ، کمک گرفتن از NGO های دیگر، هیپنوتیزم و... در واقع ما بعضی راهها را چندین بار رفتیم و نتیجه نگرفتیم.
۴- علت عدم موفقیت تان را به طور کامل برایمان توضیح دهید؟ در واقع در هیچکدام از راههای گذشته صورت مسئله اعتیاد به این شکل که آقای مهندس مطرح کرده اند، مطرح نبوده و بیماری اعتیاد بیشتر به صورت بیماری که جنبه روحی و روانی عادت دارد مطرح می شد و مقوله جسمی و درمان سیستم X آسیب دیده تنها در کنگره ۶۰ مطرح است و اینجا متوجه شدم که بیمار من ابتدا باید جسم و روانش باهم مورد درمان قرار گیرد سپس به مسائل دیگر بپردازد.
۵- آیا مسافر شما به درمان رسیده است؟ بله ایشان اکنون حدود ۵ ماه است که درمان شده
۶- چه نشانه هایی را در مسافر خودتان می بینید که احساس می کنید به درمان رسیده؟بیشتر چیزی که توجه مرا جلب می کند عدم تمایل او به مواد است که در ترکهای گذشته وسوسه مواد خیلی به او را آسیب می رساند. مسئله دوم بالا رفتن توان جسمی اش است بدون نیاز به مصرف مواد. اکنون بدون استفاده از مواد مخدر و حتی قرص خیلی بهتر از زمان مصرفش راندمان دارد. سوم تغییر در خلق و خو در ارتباطاتش است. امید و موج زندگی را درونش احساس می کنم.
۷- اینکه در کنگره ۶۰ می گویند همسفران بال پرواز مسافرشان هستند از نظر شما چه مفهومی می تواند داشته باشد؟در پروسه درمان اعتیاد مسافر و همسفر لازم و ملزوم یکدیگرند و به واقع نمی توان گفت که کدامیک روی دیگری بیشتر تاثیر می گذارد. به نظر من وقتی مسافر و همسفر با هم از آموزشهای کنگره استفاده می کنند رشدشان تصاعدی می شود شفاف تر بگویم زبان همدیگر را بهتر متوجه می شوند. این شاید در شروع سفر مسافرم خیلی به چشم نیاید اما در ادامه اثرات آن ملموس تر است.
۸- در خلال صحبت هایتان اشاره کردید که مسافر شما رها شده ، پس چرا شما هم چنان به کنگره می آیید؟ در شروع همسرفان برای رهایی مسافرشان می آیند ولی من به مرور متوجه شدم که حضور من در کنگره بیشترین کمک را برای داشتن حال خوش به خودم می کند.
۹- ضمن تشکر از شما اگر صحبت خاصی دارید برایمان بگویید؟من از تمام دست اندرکاران سایت کنگره سپاسگزاری می کنم و امیدوارم همانطور که آقای مهندس تاکید کرده اند همه ما بتوانیم با بالابردن علم کامپیوتر و زبان آموزی دانش کنگره را جهانی کنیم.
متشکرم
۱- Hi, please introduce yourself
Hi, I'm Leila Mohammad's fellow-traveler
۲-How long do you come to Congress and what is your relation؟
About one year. My fellow traveler was addicted
۳-Did you have some experience to remedy him؟
Yes. During 13 years that he was addicted we have tried so many manners to remedy him. in fact each way you can think including herbal medicine, Homeopathies, Hypnotism, talking to other NGOs,… as the Mather of fact we have gone some way even several times.
۴-Please explain us why all these way were unsuccessful؟
In any of those manners, didn’t mention that addicted people are patient and we must try to remedy their body which is extremely injured .All other ways focused on the sole of addict and tried to remedy him psychologically. It was just in the 60's congress where we are familiar with this new method. Where we understood that we must first start to remedy the systems which was hurt.
۵-Do your traveler recovered؟
Yes he is recovered it's about 5 months.
۶-Which singes you assure that he is recovered؟
First of all he is not interested in drugs and I cannot see the temptation more. Secondly he is now more powerful than before and he has a good efficiency plus I can very good feel the hope and the happiness and love of living better in his behavior.
۷-What is your opinion about this sentence which we hear so much in 60's Congress:" the fellow travelers are the wing of flight for their travelers"؟
In the recovery process the fellow travelers and travelers are inevitable parts of each other. We cannot say which one has more effect on the other. In my opinion when travelers and fellow travelers are benefiting the Congress educations together, their growth and development procedure will be progressive. At first, this reality was not very clear but I saw the effects on continuation
۸-During our conversation you have mentioned that your traveler is released so why you keep coming to Congress؟
-At first the fellow-travelers come to Congress just to help their travelers but in continuation I have realized that participation in Congress meetings is effective for myself .It make me happy.
۹- At last we will be happy if you have any farther things to say.
I would like to appreciate all website co-workers and I hope we could globalize the educations of Congress with self raising awareness in learning Computer and languages, as mentioned Mr.eng
thanks

سه شنبه ۲۷/۱۰/۹۰
در وادی اول یاد گرفتیم که افکارمان را به تفکر تبدیل کنیم. وقتی در وادی اول وارد می شویم و به خودمان فکر می کنیم به معضلات و مشکلاتمان فکر می کنیم احتمال دارد یک مقدار دچار افسردگی شویم.
احساس می کنیم که جاهایی کم آورده ایم، عقب مانده ایم. یک اتفاقهایی افتاده که بیهوده بوده همین جاست که وارد وادی دوم می شویم که من بیهوده به دنیا نیامده ام. من بابت رسالتی به دنیا آمده ام. من اگر به دنیا آمده ام حتی اگر خطایی کرده ام حتی اگر اعتیاد هم پیدا کرده ام حتما باید در زندگی من پیش می آمده و من این تاریکی را می شناختم. سپس وارد وادی سوم می شویم یاد می گیریم مسئولیت خود را گردن کس دیگری نیاندازیم. اگر اتفاقی در زندگی من افتاده تقصیر پدر یا مادر یا اطرافیان من نیست. یاد می گیریم که مسئولیت کار خود را خودمان به عهده بگیریم.
در وادی چهارم یاد می گیریم که حتی مسئولیت خود را به گردن خداوند هم نیاندازیم. "در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش است"
تا وادی چهارم درست تفکر کردن را آموزش گرفتیم. سپس وارد وادی پنجم می شویم که با صراحت میگوید حرکت کن "در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست . توام با رفتن و رسيدن ، آن را کامل مینماید"
تا موقعی که حرکت نکنیم هیچ اتفاقی نمی افتد. تفکر به تنهایی مشکلات ما را حل نمیکند. حرکت کردن است که تفکرات ما را از تصاویر ذهنی درونی تبدیل به تصاویر واقعی بیرونی می کند. فقط حرکت کردن است. برای مثال: ما سه شنبه ها وقتی به کنگره می آییم انرژی می گیریم و حالمان خوش می شود اما به مرور زمان آن حال خوب را از دست می دهیم. چرا؟ موضوع این است که ما وقتی به کنگره میآییم حرفها را می شنویم ، حرفهای استاد جلسه، مشارکتها را گوش می دهیم، در لژیون هم یک سری حرفها را می شنویم و آموزش می گیریم، حرفهایی را که ممکن است تا به حال نشنیده باشیم، راه حل خود را پیدا کرده ایم و مشکلمان را می توانیم حل کنیم اما وقتی به منزل می رویم همان زندگی قبل را ادامه می دهیم و فقط به حرفها و آموزش هایی که گرفته ایم فکر می کنیم، عمل نمیکنیم و آموخته ها را به قوه فعل در نمی آوریم، آن وقت حالمان خراب می شود و دوباره مشکل همان مشکل می ماند و من راجع به مشکلم فقط فکر کرده ام و آموزش گرفته ام ، آموزشها را انجام نداده ام.
ورود به کنگره تفکر را عوض کرده ............... در لژیون آموزش گرفته ............... بعد باید به قوه فعل درآید
در وادی پنجم هفت آیتم آمده که اگر کسی بخواهد از امروز حرکتش را شروع کند و طبق هفت آیتم حرکت کند به نتیجه دلخواه خواهد رسید: - دوری از ضد ارزشها - خودداری - قناعت - صبر - وکیل - رضا - تسلیم
موفق باشید
برفِ اين دفعه بدون در نظر گرفتن چهار جهت اصلی، تهران رو سفيد كرد. كاری به بالا و پايين شهر نداشت. باريد و باعث شده مايی كه الان سر كاريم يه جايی اين تَهتَههای شهر كه هيچوقت بارون هم نداشتيم، واستيم پُشت پنجره و ليوانهای چايیمون رو بگيريم دستمون و برفها رو نگاه كنيم.
ديگه داشت يادمون میرفت رنگ و روی برف رو. میدونستيم يه چيزهايی هست سفيد و پنبهی كه از آسمون مياد پايين ولی شده بود خاطره، نوستاليژی و حالا باريده عينهو اين كشورهای خوشبختِ خارجی كه زمستونهاشون با فصلهای ديگه فرق داره! باريد تا يادمون بندازه ميشه با همين خوشیها زمستون رو سَر كرد.

روزي سقراط حکيم مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتي اش را پرسيد . شخص پاسخ داد :در راه که مي آمدم يکي از آشنايان را ديدم . سلام کردم. جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذشت و رفت . من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم .
سقراط گفت : چرا رنجيدي ؟
مرد با تعجب گفت :خوب معلوم است که چنين رفتاري ناراحت کننده است.
سقراط پرسيد : اگر در راه کسي را مي ديدي که به زمين افتاده و از درد به خود مي پيچد ،آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمي شدم .آدم از بيمار بودن کسي دلخور نمي شود .
سقراط پرسيد : به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي کردي ؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزي و شفقت و سعي مي کردم طبيب يا دارويي به او برسانم .
سقراط گفت : همه اين کارها را به خاطر آن مي کردي که او را بيمار مي دانستي .
آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود ؟
و آيا کسي که رفتارش نا درست است ، روانش بيمار نيست ؟
اگر کسي فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود ؟
بيماري فکري و روان نامش غفلت است.
و بايد به جاي دلخوري و رنجش نسبت به کسي که بدي مي کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبيب روح و داروي جان رساند .
پس از دست هيچ کس دلخور مشو و کينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست مده
" بدان که هر وقت کسي بدي مي کند در آن لحظه بيمار است."
ما ملتی هستیم که دچار کمبود شادی و فعالیت بدنی هستیم. امیدوارم و آرزو دارم که همه خانم های همسفر و مسافران عزیز و همه مردم ایران بتوانند به اندازه کافی از فعالیت های ورزشی و بازی بهره مند شوند.
باید به خاطر داشته باشیم که بچه ها را دریابیم. آنها باید از ورزش و بازی و فعالیت های مناسب بدنی بهره مند شوند و این بهترین راه پیشگیری برای آنهاست. وقتی خانم های همسفر بچه هایشان را با خود به پارک می آورند و با یکدیگر و با آنها در محیطی دوستانه بازی می کنند ، می توانیم امیدوار و مطمئن باشیم که در آینده به اعتیاد آلوده نخواهند شد و مقدار زیادی نسبت به بچه هایی که خموده هستند و پای کامپیوتر بزرگ می شوند مصون تر خواهند بود.
برای همه شما آرزوی موفقیت دارم.
Message of Dr.Haj rassouli to fellow –travelers in Taleghani Park As we are a nation who suffer from the lack of happiness and body movements, I hope and wish that all fellow –traveler ladies and all dear passengers (travelers) and all Iranian people were be able to benefit and enjoy as sufficiently as possible from the sport activities and playing active games. We must remember to have a sufficient attention to our children .As a predictive manner, they should benefit from sport, playing and suitable body activities. When fellow-traveler ladies bring their children to parks , play together and with them in a friendly manner and in a friendly atmosphere, we could be sure that in the future these children have been treated by drugs less than children who are disappointed and pass their life time in front of computer .They will be immune! I hope you all ,good luck